1399/04/09

سردشت دیگر شهر سابق نشد!

سردشت در هفتم تیر ۱۳۶۷ توسط جنگده‌های بعثی مورد حمله شیمیایی قرار گرفت. عراق پیش از سردشت نیز بار‌ها و بار‌ها از بمب‌های شیمیایی علیه مردم کشورمان استفاده کرده بود، اما این مورد با دفعات قبلی فرق می‌کرد.

سردشت دیگر شهر سابق نشد!

سردشت یک شهر مسکونی با مردمی غیرنظامی بود که علناً توسط دشمن هدف بمب‌های شیمیایی قرار می‌گرفت. در این واقعه ۱۱۰ نفر از اهالی شهر در زمان وقوع حادثه به شهادت رسیدند و حدود پنج الی هشت هزار نفر نیز مجروح شدند که مشکلات بسیاری از آن‌ها تاکنون ادامه دارد. متن زیر گزارش کوتاهی از این واقعه در گفتگو با چند تن از اهالی و شاهدان واقعه است.

آفتاب تیرماهی

آفتاب داغ تیرماهی رفته رفته رنگ می‌بازد و عقربه‌های ساعت به حدود ساعت ۴ بعد از ظهر می‌رسد. در همین لحظه شش هواپیمای جنگنده در آسمان شهر ظاهر می‌شوند. سردشت یک شهر مرزی است و با وجود جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بار‌ها شاهد حملات هوایی جنگنده‌های دشمن بوده است، اما این‌بار با دفعات قبلی فرق دارد. بمب‌های عراقی رنگ و بوی دیگری دارند!

غبار قارچ مانند

حسن بیوران یکی از اهالی شهر است که زمان واقعه در کلاس دوم دبیرستان تحصیل می‌کرد. در این خصوص می‌گوید: «آن روز وقتی صدای غرش جنگنده‌های دشمن آمد، مردم ترسیدند و هر کس به سمتی فرار می‌کرد. معمولاًَ دشمن توجهی به نظامی یا غیرنظامی بودن اماکن نداشت. جنگنده‌ها آن روز چهار نقطه را مورد اصابت قرار دادند، اما صدا و آثار انفجار این بمب‌ها با دفعات قبلی فرق داشت. کسی واقعاً نمی‌دانست این غباری که مثل قارچ به هوا برخاست و خودنمایی کرد، چیست و تا چه میزان می‌تواند خطرناک و ترسناک باشد.»

مردم شهر که در ابتدا از صدای اندک بمب‌ها متعجب شده بودند. کم‌کم به محل اصابت آن‌ها برمی‌گردند. هیچ‌کس از ماهیت این بمب‌ها خبر ندارد. همین که صدای کمی داشتند و تخریب ظاهری کمتری برجای گذاشتند، برای خیلی‌ها رضایت‌بخش بود! یکی دیگر از اهالی شهر می‌گوید: «مردم کمی بعد از بمباران برگشتند و با تعجب محل وقوع حادثه را نگاه می‌کردند. کسی خبر نداشت که باید از این بمب‌ها و اثراتش فاصله گرفت نه اینکه برعکس به آن نزدیک‌تر شد. بعد که سرفه‌ها و سرگیجه‌ها شروع شد. هر کس سعی می‌کرد خودش را از محل حادثه دور کند. خیلی‌ها خبر نداشتند که بمب‌های شیمیایی مثل میکروب عمل می‌کند و می‌تواند از بدن‌ها یا لباس‌ها و وسایل شخصی به دیگران منتقل شود. خیلی از اهالی هراسان به ورزشگاه تختی شهر پناه بردند و آنجا در ازدیاد جمعیت اثراث بمب‌های شیمیایی بیشتر بین مردم پخش شد. شاید اگر کسی می‌دانست بمب شیمیایی چیست، این همه تلفات بالا نمی‌رفت. روز حادثه فقط یک نفر به شهادت رسید آن‌هم کسی بود که بمب روی سقف خانه‌اش افتاد و ترکش‌های آن بنده خدا را به شهادت رساند، ولی کم‌کم اثرات شیمیایی خودش را نشان داد و بالای یک‌صد نفر شهید شدند و چند هزار نفر هم مصدوم و جانباز شدند.»

سردشت آن شهر سابق نشد

پروین کریمی‌واحد یکی از جانبازان واقعه شیمیایی سردشت است که هر سال برای گرامیداشت سالگرد این واقعه و همچنین شرکت در مراسم شهدای آن به سردشت می‌رود. پیشتر با او گفت‌وگویی داشتیم، اما این‌بار که با خانم کریمی‌واحد تماس گرفتیم، حال و روز مساعدی نداشت. این خاصیت مصدومیت شیمیایی و میکروبی است که به مرور زمان بیش از پیش خودش را نشان می‌دهد و از این رو جانباز کریمی‌واحد هم در سی و سومین سالگرد حادثه، دیگر توان و قدرت سابق را برای گفتگو با ما نداشت.

دقایقی با برادرش همکلام می‌شویم. وی از نحوه رسیدگی به جانبازان شیمیایی سردشت گلایه‌هایی دارد و می‌گوید: به جای آنکه با مرور خاطرات آن روز وحشتناک دل ما را خون کنید، از مسئولان بخواهید به مردم و مصدومان سردشت رسیدگی کنند. خاک این شهر هنوز هم آلوده است و هنوز فکری اساسی برای رسیدگی به مشکلات سردشت و مردم مظلومش انجام نگرفته است. وی ادامه می‌دهد: هر سال خبرنگار‌ها به سراغ ما می‌آیند و می‌خواهند از آن روز برای‌شان صحبت کنیم. بیشتر مد نظرشان تعریف خاطرات است در حالی که این خاطرات بار‌ها گفته شده و حتی کتاب‌هایی در خصوص واقعه سردشت نوشته شده است، اما آن چه مردم باید بدانند این است که هیچ وقت حتی آمار درستی از مصدومان شیمیایی سردشت اعلام نشد و اکنون بسیاری از مشکلات سردشت بدون اینکه رفع شود به قوت خود باقی است.

«سردشت آن شهر سابق نشد» امروزه ورد کلام بسیاری از مردم این شهر است. چند سال پیش که به یادمان شهدای شیمیایی سردشت رفته بودیم، خیلی از مردم مثل جانباز کریمی‌واحد و برادرش و همین طور حسن بیوران بر این باور بودند که سردشت هیچ‌گاه به روز‌های قبل از بمباران شیمیایی برنگشته است. آن‌ها اعتقاد دارند که هنوز خاک سردشت آلوده به عناصر شیمیایی است و امکان دارد با تخریب یک خانه قدیمی یا تعریض خیابان‌ها و مواردی از این دست، خاک‌های آلوده دوباره در رهگذر باد، شهر را آلوده کنند. اگر این حرف نماینده سابق یکی از شهر‌های کردنشین را مد نظر قرار بدهیم که تنها شهر مریوان و روستا‌های اطرافش از بلاتکلیفی بیش از ۳ هزار پرونده جانبازان شیمیایی در رنج هستند آنگاه می‌توانیم حدس بزنیم که مردم سردشت به عنوان یکی از کانون‌های اصلی بمباران شیمیایی دشمن بعثی تا چه میزان از این واقعه شوم آسیب دیده‌اند.

خروج